تازهنیوز نوشت: نبرد بر سر آینده روزنامهنگاری وارد مرحله تازهای شده است؛ جایی که رسانههای بزرگ جهان دیگر نمیخواهند صرفاً تماشاگر رشد شرکتهای هوش مصنوعی باشند. بیش از ۴۰ ناشر خبر و سازمان رسانهای، با پیوستن به ائتلافی برای مقابله با استفاده بدون مجوز از محتوای خبری، در پی آناند که قواعد بازی را تغییر دهند؛ قواعدی که تعیین میکند چه کسی از حاصل کار خبرنگاران درآمد کسب کند، چه کسی اعتبار تولید محتوا را به دست آورد و سهم رسانههای تولیدکننده اطلاعات در اقتصاد هوش مصنوعی چه خواهد بود.
اتحاد ناشران برای دفاع از حقوق محتوای خبری
نیویورکتایمز، خبرگزاری فرانسه و اکونومیست از جمله نامهای مطرح در ائتلافی هستند که با هدف ساماندهی استفاده از محتوای ناشران در سامانههای هوش مصنوعی شکل گرفته است. این حرکت، نشانه تشدید اختلاف میان صنعت رسانه و شرکتهای فناوری بر سر یکی از ارزشمندترین منابع عصر دیجیتال یعنی اطلاعات معتبر و محتوای حرفهای است.
شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش مدلهای خود و بهبود پاسخهایی که به کاربران ارائه میدهند، به حجم گستردهای از متن، تصویر و دیگر دادهها نیاز دارند. در این میان، گزارشهای خبری، تحلیلهای تخصصی و مطالب تولیدشده توسط رسانههای حرفهای منابعی ارزشمند به شمار میروند؛ محتواهایی که تهیه آنها مستلزم صرف هزینه، استخدام خبرنگار، راستیآزمایی اطلاعات و رعایت استانداردهای حرفهای است.
مسئله ناشران این است که استفاده از چنین محتوایی، بدون سازوکار روشن برای کسب اجازه، انتساب منبع یا پرداخت هزینه، میتواند توازن اقتصادی صنعت خبر را بر هم بزند.
ائتلاف SPUR به دنبال چیست؟
ائتلاف SPUR میخواهد استانداردهایی برای شناسایی، ردیابی و مدیریت استفاده از محتوای ناشران خبر توسط سامانههای هوش مصنوعی ایجاد کند. چنین استانداردهایی میتوانند به رسانهها کمک کنند بفهمند محتوایشان چگونه مورد استفاده قرار گرفته و در چه شرایطی باید مجوز یا توافق مالی دریافت کنند.
این وضعیت پرسشی اساسی را پیش میکشد: اگر یک پاسخ هوش مصنوعی بر پایه گزارش اختصاصی یک خبرنگار تولید شود، چه سازوکاری باید سهم ناشر را در این فرایند مشخص کند؟
تهدیدی فراتر از حق مؤلف
نگرانی رسانهها فقط درباره رعایت قوانین مالکیت فکری نیست. مدل اقتصادی بسیاری از سازمانهای خبری به ترکیبی از تبلیغات دیجیتال، اشتراک مخاطبان و بازدید مستقیم از وبسایت وابسته است. اگر پلتفرمهای هوش مصنوعی پاسخها را مستقیماً در اختیار کاربران بگذارند، احتمال کاهش مراجعه به منابع اصلی مطرح میشود؛ هرچند میزان این اثر در رسانهها و بازارهای مختلف یکسان نیست.
کاهش احتمالی ترافیک میتواند درآمد تبلیغاتی را تحت فشار قرار دهد و جذب مشترکان جدید را دشوارتر کند.
آیا غولهای فناوری موظف به پرداخت پولاند؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست. از یک سو، رسانههای خبری استدلال میکنند که محتوای حرفهای محصول سرمایهگذاری، تخصص و کار انسانی است و استفاده تجاری گسترده از آن باید تابع قواعد روشن باشد. از سوی دیگر، شرکتهای فناوری ممکن است بر مجاز بودن برخی شیوههای استفاده از دادهها، استثناهای قانونی و تفاوت میان آموزش مدل و بازنشر محتوا تأکید کنند.
پاینکه استفادهای مشخص نقض حق مؤلف محسوب میشود یا نه، به قوانین حوزه قضایی مربوط، نوع محتوا، شیوه استفاده و شرایط هر پرونده بستگی دارد. بنابراین، نمیتوان همه استفادههای هوش مصنوعی از محتوای خبری را بهطور یکسان غیرقانونی دانست.
آینده روزنامهنگاری در گرو قواعد تازه
اقدام رسانههای بزرگ را میتوان تلاشی برای بازتعریف رابطه رسانهها با شرکتهای فناوری دانست؛ رابطهای که سالها بر توزیع محتوا از طریق موتورهای جستوجو و شبکههای اجتماعی استوار بود و اکنون با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی در حال تغییر است.
با این حال، موفقیت چنین ائتلافی به چند عامل بستگی دارد: مشارکت گسترده رسانههای خبری، پذیرش استانداردها از سوی شرکتهای فناوری، قابلیت فنی ردیابی استفاده از محتوا و امکان اجرای توافقها در کشورهای مختلف.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که شرکتهای هوش مصنوعی برای دسترسی به محتوا پول بپردازند یا نه. پرسش بنیادیتر این است که آیا میتوان اقتصاد هوش مصنوعی را به شکلی توسعه داد که تولید اطلاعات معتبر همچنان از نظر مالی امکانپذیر باشد.
نبرد رسانههای خبری با غولهای هوش مصنوعی، در واقع نبرد بر سر آینده تولید دانش و خبر است؛ آیندهای که در آن باید مشخص شود چه کسی هزینه حقیقتیابی را میپردازد و چه کسی از نتیجه آن سود میبرد.